اول از همه گفته باشم که این آلودگی هوا واقعا من یکی رو از پا دراورده و امروز واقعا داشتم به درجه رفیع شهادت می رسیدم. الانم واقعا گلوم درد می کنه. چشمام هم اصلا باز نمی شه.
راستی گفته باشم امروز من یکی خیلی خیلی فعال بودم اول اینکه صبح خبر یه اکتشاف میدان نفتی رو گرفتم . همین که خبر رو شنیدم سریع با محدث تماس گرفتم اونم تو یه جلسه مهم بود و من تن تن حرف زدم و ایشون هم تایید کرد ولی نفت درجای بلوک اناران رو که یک میلیارد بشکه هست رو تایید نکرد و گفت تا نهایی شدن آزمایشها باید صبر کنیم و تلفنو قطع کرد منم سریع به معاونش زنگ زدم ایشون گفت: خانم منم تو همون جلسه ای هستم که محدثه و الان نمی تونم حرف بزنم. بنو گفت: می خواستی ازش بپرسی کیا تو این جلسه هستن تا ما با اونا تماس نگیریم. منم گفتم درسته.
اما خوشم اومد که خبر یه خبرگزاری دشمنم رو سوزوندم و کلی حال کردم.
تازشم الان یه خبر اکتشاف دیگه دارم که نمی تونم بگم تا زمانی که منتشر کنیم.اما خدایی اش خیلی حال می ده. برای این که بدونم این میدان جدیدی که کشف شده حجم ذخیره اش چقدره با چهار نفر صحبت کردم ولی دریع از یه رقم و یه عدد . منم عددی رو که می دونستم نوشتم. تازشم معمولا خبر اکتشاف رو وزیر می ده و ما هورا خبر وزیرم سوزوندیم.
دیگه اینکه واقعا باورم نمی شه که هامانه وزیر نفت شده. البته گفته باشم بیچاره مرد بدی نیستا. فقط خیلی حرف گوش کنه. ما یه هفته قبل از اینکه هامانه به مجلس معرفی بشه یه جلسه ای تو خبرگزای مون گذاشتیم که بعله باید یه سری خبر تهیه کنیم مبنی بر اینکه وزیر باید از بدنه نفت باشه. اصولگرا باشه و این حرفا. اصلانم فکر نمی کردیم که هامانه معرفی بشه. آخه به نظرمون اون برای وزارت کمی کوچوله. خلاصه ما چه مصاحبه هایی که نگرفتیم. حرف نداشت. اما همین که هامانه معرفی شد دهن همه مون از تعجب باز موند. یکی از نفتیا به من زنگ زد که ای خانم با این مصاحبه هاتون بالاخره باعث شدین که وزیر از درون نفت انتخاب بشه. منم گفتم نه بابا ما از افعال معکوس استفاده کردیم. هدفمون یکی دیگه بود که این شد. خیرسرمون می خواستیم یکی دیگه وزیر بشه و نمی خواستیم که مستقیم به ایشون اشاره کنیم.
حالا بگم از هامانه. گفته بودم قبلا که می گفتن اون سرطان داره و حالشم خوب نیست. همه اینا یه دفه تکذیب شد. دیگشم اینکه اصلا مهم نیست که هامانه انگلیسی بلد نیست مهم اینه که اصولگراست و 30 سال سابقه در نفت داره. بعدشم ایشون در مورد قراردادهای نفتی گفته که باید تجدید بشه که این یک کمی تامل برانگیزه.
راستی من بعد از اینکه هامانه انتخاب شد اول از همه پیام تبریک فرستادم.( آخر پاچه خواری. چون منو دوست ندارن) بعد سریع به زنگنه زنگ زدم و کلی هم منو تحویل گرفت و از این حرفا. دیگه این که یه خبرنگار ژاپنی هم به من زنگ زد که ای خانم چون شما فقط موبایل ایشونو دارین یه وقت مصاحبه برای ما بگیرین و من هماز خدا خواسته برای این که بتونم یه مصاحبه ای با زنگنه بگیرم این کار رو کردم. زنگنه خندش گرفته بود. تازشم گفته باشم یادم نرفته ها یه بار همین زنگنه اشک منو در اورد از بس که به خاطر یه مصاحبه و یادداشتم منو دعوا کرد.
هفته پیش یه اتفاقی افتاد که همه ما مردیم از خنده با این که خیلی جزغاله اس اما حیفم اومد نگم. احمدی نژاد تو عربستان به آلمانیا و اتریشیا گفته شما که این همه نگران اسرائیلا هستین کاری نداره یکی از استاناتونو به اسکان اونا اختصاص بدین. چرا از فلسطین مایه می ذارین و همین باعث خشم آلمان و اتریش شد و اونا گفتن یعنی چی ایران با همه دنیا در حال جنگه.
اما اعراب گفتن که ما به احمدی نژاد افتخار می کنیم چون برای اولین بار حق صهیونیستا رو کف دستشون گذاشته( درست گفتم این بیاناتو مثلو می گما)
دیگه این که خوش به حال عراقیا به خاطر انتخاباتشون 5 روز تعطیل هستن.
اما بگم از پی گیری خبر سقوط هواپیمای C-130 . تو چند روز اول که همه جا به خاطر آلودگی هوای تهران تعطیل بود. خبرنگارا اساسی داشتن مطلب می نوشتن و داد و بیداد که این بار ما کوتاه نمی یاییم. خدایی اش این بار فکر کردم که شاید یه موضوع خبری به یه نتیجه ای برسه. اما درست روز شنبه بود که اخطار دادن که این چه حرفیه که شما می زنید اینا بر خلاف امنیت ملیه.
گرچه این امنیت ملی حتی در مورد واردات و سکه و هر چی که فکر شو بکنی صدق می کنه.
اما دیروز در جلسه غیر علنی مجلس معلوم شد که ای بابا هیچ کس مقصر سقوط این هواپیما نبوده الا خلبان. البته گفته باشم این یه چیز کاملا طبیعی در ایران که هر کسی که می میره سریع مقصر شناخته می شه و اگه خلبان زنده مونده بود حتما هوا مقصر بود.
تازشم جالب اینجاست که هیچ کس استعفا نمی ده وزیر دفاع می گه این موضوع به ما ارتباطی نداره و وزیر راه هم می گه اصلا به هواپیمایی ربطی نداره . احتمالا مقصر مردیده ها بودن.
تازشم همه می گن کی بود که این کار رو کرد کی بود دستور داد کی بود اجازه داده این همه خبرنگار و ارتشی با بارشون سوار بشن یعنی ۱۳ نفر بیشتر از ظرفیت هواپیما.
اما همه گفتن که ما نبودیم.
امروزم بالاخره نماینده ها اعلام کردند که وزیر دفاع باید استیضاح بشه که یکی از نماینده ها گفته خبرنگارا دارن سیاسی کاری می کنن و هدایت شده دارن سوال می کنن. حالا من نمی دونم بچه ها باید چطوری سوال می کردن . که ای بابا مردن که مردن مهم اینه که ما زنده ایم؟
البته گفته باشم ما هم حق نداریم خیلی به این جور چیزا گیر بدیم. چه معنی داره.
بعضی از منابع آگاه هم که امروز گفتن مذاکرات پنهانی ایران وآمریکا شروع شده.! یعنی گفتن الان زمان مناسبی برای رفع کدورتهاست.
دیگه اینکه این عربا بازم تا دیدن دنیا علیه ایران موضع گرفته سریع گفتن که خلیج فارس مال ایران نیست. چقدر کفرم در اومده دلم می خواد خودمو از دست اینا بکشم و اینکه آخه چرا ما این همه تنها هستیم که این عربای ذاغارت اینطور دارن به ما توهین می کنن.
راستی امروز الهام سخنگوی دولت در مورد فیلم دیدار احمدی نژاد و آملی گفته که این فیلم تحریف شده و رییس جمهور نیازی نداره که برای اثبات حرفاش به ائمه متوصل بشه ایشون یه فرد فنی هستن روزانه بیش از ۲۰ ساعت کار می کنن. خوب منم این فیلمو دیدم آدم چی بگه. شایدم الهام راست می گه!
دیگه این که چی بگم خیلی چیزا تو ذهنمه ولی خوب دیگه. آها راستی چند روز پیش با یکی از دوست جونایی که تو یه خبرگزاری خارجی کار می کرد داشتیم صحبت می کردیم. حرفا و اطلاعاتی که در مورد شرکتای نفتی به ما داد کف همه مون برید و منم مجبور شدم چند تا از خبرای آسمو به اونا بگم که نگن من کم اوردم. البته من بیچاره هر وقت که یه چیزی رو با اطمینان می گم دقیقا فرداش تکذیب می شه. که این بار هم همون اتفاق افتاد و من هم سریع گفتم به من چه راوی سنی بود و من شیعه هستم.
سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته که امکان داره ثبت نامای سیم کارت قبل از دهه فجر باشه. تازشم میزان ثبت نام نامحدوده مهم اینه که این سیم کارتا390 هزار تومنی خواهد بود. حتما طبق معمول مردم یورش می برن برای ثبت نام اما معلوم نیست که واگذاری کی باشه. تازشم اصلا مهم نیست که این همه پول یه دفه تو خزانه واریز بشه و بعد از شونصد هزار سال به مردم داده بشه. مهم اینه که سیم کارتا ارزونه.
بعله قیمت سکه هم که همینطور داره بالا می ره. اما چه فایده قیمت آهن که بالا نمی ره.
راستی رییس جمهور فردا می ره سیستان وبلوچستان.
پرونده اتمی ایران هم همونطوری بود که هست و هیچ اتفاق خاصی در رابطه با اون نیفتاده.
بدشم اینکه من به این نتیجه رسیدم که مدیرعامل ما واقعا صبر ایوب داره و خیلی باحاله. برای اینکه ما رو تحمل می کنه. یکی از دیوار راست بالا می ره اون یکی خیلی اونوقه.
منم که طبق معمول تک تک هستم.
دیگه اینکه خدا جون تولد امام رضا بارون بیاد و یه دفه هوا به قدر سرد بشه که نگو و نپرس.
مردم از بس که دست بچه هایی رو که سرده گرفتم تا کمی احساس سرما کنم.
دلم برای یخما تنگ شده.
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384 و ساعت
16:48 |