تبليغاتX
امروزم اومد
 

اول از همه گفته باشم از وقتی که لایحه بودجه رفته مجلس پدر همه ما در اومده چون باید شیش دنگ حواسمون باشمه که نماینده ها چی می گن. دولت چی می خواد و بالاخره چه اتفاق شیکی برای مردم می یوفته و قراره درآمدامون چطور مصرف بشه.

خوب اینکه نفت ما رو روی ۴۰ دلار بستن یعنی واویلا. چرا چون کل درامد ما از نفته و اگه یه دفه قیمتا سقوط کنه با کسری بودجه شدید مواجه می شیم. البته حساب ذخیره ارزی که داشتیم هر اضافه درآمدی از نفت که داشتیم وارد این حساب می شد و همیشه هم به داد همه رسیده بود اما به دلیل این قیمت فکر می کنم که این حساب خالی بشه. حالا باید ببینیم آخر سال که همه به پیسی می خورن قراره از کجا پول بیاریم. گرچه نماینده ها گفتن که ما این قیمتو تصویب نمی کنیم.

اما این جناب رهبر رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی گفته که اصلا مهم نیست که قیمت نفت تو بودجه چقدر باشه. راس می گه آخه ما اصلا اقتصاد متکی بر نفت نداریم که و همه درآمدمون از صادرات غیر نفتیه.

دیروزم ایشون به جای این که از بودجه حرف بزنن بازم شعار دادن تازه بچه ها همه خشم بودن آخه به سوالا جواب نداد. تازشم نمی ذاشت که کردبچه رییس دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامه ریزی حرف بزنه. آها ایشون گفتن که نرخ تورم حتما به ۵/۱۳ درصد کاهش پیدا می کنه. البته من ایمان دارم با این بودجه ای که بستیم عمرا اگه این کاهشو داشته باشیم. حتما بالای ۱۶ درصد می ره.

رشد نقدینگی ما هم که روز به روز داره بیشتر می شه و این یعنی فاجعه. اگه این اتفاق رخ بده یه دفه قیمتا رشد غیر اصولی پیدا می کنن و مردم هم خیلی خرید می کنن اما این به معنای افزایش قدرت خرید مردم نیستا گفته باشم. یعنی افزایش تورم و افزایش قیمتا.

دیروز تاکسیرانا گفتن که قراره از این به بعد کرایه تاکسیا براساس نرخ تورم افزایش پیدا کنه. نیست قبل از این طفلکا اصلا نرخا رو بالا نمی بردن. این بار باید شاهد کرایه های بالا هم باشیم. البته کی به کیه. هر کی هر کاری که می خواد با مردم می کنه و بعد که گندش در می یاد می گن که قیمتو مثلا از این رنج بالاتر نمی بریم اما دیگه کو کاهش قیمت. حالا این تاکسیرانای شیک به خاطر برف. بارون. ترافیک. اضافه حقوق کارمندا. انرژی هسته ای و هزار تا دلیل دیگه قیمتا رو بالا میبرن . حالا که نرخ تورم هم اضافه شده دیگه واویلا.

به نظر من ما نباید به هیچ کاری که تو این کشور برای مردم می شه اعتماد کنیم. چرا؟ خوب معلومه چون بعدش که مردم همه عادت کردن یه دفه آنچنان اونا رو می چاپن که نگو و نپرس. قصه افزایش کرایه بلیط مترو هم اینطوریه . قراره بلیطایی که به صورت انفرادی می خریم اول از همه مسیر و تعیین کنیم و بعدش قیمتا از ۱۰۰ تومن تا ۳۰۰ تومن خواهد بود. حالا من فکر می کنم که اگه با همون تاکسیا بریم بهتره. ولی بدبختی اینه که تاکسیا هم  از فرصت استفاده کرده و دارن توجیه می کنن کاراشونو. نتیجه اخلاقی اینه که : همینه می خوای بخواه نمی خواهی هم مجبوری که بخواهی.

خوب پرونده انرژی هسته ای ایران هم که دوباره مثل دفعه های قبله و هیچ اتفاق تازه ای رخ نداده دیروزم که تو لندن همه جلسه تشکیل دادن خاویرسولانا گفته که پرونده ایران باید بره شورای امنیت . روسیه و چین هم گفتن نه بابا چرا بره. انگلیس هم گفته نباید به ایران حمله نظامی بشه. مرکل صدر اعظم آلمانم که در حمله به عراق بی نصیب موند این بار با آمریکا شده و جناب استکبار هم که یه روز می گه باید به ایران حمله کنیم یه روز می گه نه چرا باید حمله کنیم.

بحث انتخابات خبرگان رهبری هم که همونه که قبلا گفتم.  راستی دیروز نماینده ها گفتن اگه اروپا یه بار دیگه به ایران خط و نشون بکشه ما فعالیتهای خودمون در ان پی تی تعطیل می کنیم. ( خوب ما هم که همه ساده! باور می کنیم و تایید و تکبیر می گیم)

و اما امروز من بازم رفتم برنامه احمدی نژاد. اول اینکه خیلی دیر رسیدم و منو دعوا کردن که چرا دیر اومدی. ولی خوب ما رفتیم داخل دیگه. طفلک هنوز هیچکی آماده نبود برای ورود امام علی رحمانف رییس جمهور تاجیکستان. از اون طرف فرمانده گروه تشریفات بهشون می گفت که باید چیکار کنن و از اون طرف داشتن موکتای قرمزو آماده می کردن با اون پله ها . اما هر کاری که می کردن جور نمی شد تا این که به این نتیجه رسیدن که موکتو ببرن و از خیر یکی از پله ها هم بگذرن. طفلک یکی از سربازا هم همش داشت اون موکتا رو جارو می کرد و ماهم بروبر داشتیم نگا می کردیم که احمدی نژاد اومد. من یاد حرف بنو افتادم که هر کی رو که می بینی سریع لبخند می زنی و می گی سلام. خوب این بار من هیچی نگفتم ولی خودش که منو دید گفت سلام. خوب منم که طبق معمول داشتم می خندیدم آخه یکی از هیاتهای همراه تاجیکستانی داشت می یوفتاد ای کاش دوربین داشتم.

خلاصه ما تن تن خبر رو نوشتیم وبعد از اینکه روسا حرف زدن داشتیم می گشتیم که با وزرا هم مصاحبه کنیم که صفری اونجا بود . متکی هم بود. خیلی دلم می خواست از صفری درباره رژیم حقوقی خزر بپرسم ولی خوب متکی تو اولویت بود به خاطر انرژی هسته ای که حرف نزد. دیدم که فتاح وزیر نیرو مثل این بچه مثبتا یه گوشه دیوار تکیه داده. منم سریع رفتم طرفش که مصاحبه اختصاصی بگیرم که بقیه بچه ها هم اومدن. فیلمبردار شبکه خبر گفت تو رو خدا موهاتو تو کن. منم گفتم منو نگیر. چیکار کنم. سوالامو پرسیدم و خوشبختانه تا ساعت ۹ مصاحبه تموم شد و من به سلامت تشریفمو بردم خبرگزاری.

امروزم باید در باره بودجه اساسی کار کنیم. راستی گفته باشم خیلی خبرای دیگه هم دارم در باره این فالکن و سقوط هواپیمای خبرنگارا اما چون طولانی می شه فعلا فاکتور می گیرم.

خوب الان دیگه باید برم شرکت نفت وگاز پارس با مدیر یکی از فازهای پارس جنوبی مصاحبه کنم.

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 و ساعت 12:27 |
 

امروز ساعت ۹ صبح یک هواپیمای فالکون که به سپاه تعلق داشت در حوالی ارومیه سقوط کرد و باعث به شهادت رسیدن حدود ۱۱ سپاهی که فرمانده نیروی زمینی سپاه هم در بین اونا بود شد.

خیلی جالبه نه. هنوز ۴۰ روز از سقوط هواپیمای ارتش نگذشته و هنوز طفلک وزیر دفاع بیچاره داره مدارکشو برای دفاع از خودش در مجلس آماده می کنه که این بار سپاهیا به دنبال ارتشیا و چندتا خبرنگار که خیلی هم مهم نبود و مردم! به خیل شهدا پیوستن.

آها می گن که علت سقوط این هواپیما تموم شدن بنزین بود و طفلک خلبان سه بار تلاش کرده که فرود بیاد اما نتونسته. فکر کنم این بار مقصر یا بنزینه یا هوا البته خلبانو فراموش نکیندا

البته قطعا و یقینا این بار هم ..................

خوب بگذریم امروز نمی خوام خیلی حرف بزنم و تصمیم گرفتم هیچی نگم . اما خدایی اش این انتخابات خبرگان رهبری خیلی مهمه می دونین خوب بالاخره اینا باید رهبر رو انتخاب کنند دیگه.

دیگه این که آخ جون بالاخره این شغل خبرنگاری یه جایی هم به درد ما خورد و من و خیلی از خبرنگارا دیروز هدیه ویژه دولت جمهوری اسلامی رو دریافت کردیم( ۳۰۰ هزار تومن). با این که زیاد نیست ولی خوب برای اولین باره که به خبرنگارا ارج و قرب می ذارن. یکی از بچه ها می گفت که انجمن صنفی می خواست این هدایا فقط به خبرنگارای عضو انجمن تعلق بگیره که صفار هرندی گفته این هدایا به همه خبرنگارا تعلق داره.

خلاصه این که دیروز من گاف بزرگی تو خبرام دادم نمی دونم چرا نذورات رو نظورات نوشتم و خیلی سه کردم. خبر هم که روی سایت بود. ولی ....................

راستی امروزم پیش کروبی بودم. خیلی دلش می خواست که مثل خاتمی باشه وقتی که داشت احوالپرسی می کرد خندم گرفت. حرفای بامزه ای زد و معقتد بود که امام به جمهوریت خیلی اعتقاد داشت و اصلانم دوست نداشت که حکومت دیکتاتوری در ایران باشه.

خوب امروزم که بارون اومد البته بعضی جاها هم برف اومد ولی حیف که محل خبرگزاری ما خبری از بارون نبود.............

احمدی نژاد هم فردا  می ره هرمزگان ما هم که امرزو تعطیل هستیم و عید قربان تشریفمونو سر کار می یاریم.

 

+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه نوزدهم دی 1384 و ساعت 14:6 |
 
اول از همه گفته باشم واقعا برای خودم و همه پرسپولیسیا متاسفم که پروین دوباره برگشت. آخه خدایی اش مرد هم مردای گذشته که حرفشون یکی بود. الان نه تنها یکی نیست بلکه در کمال ؟ شونصدتا هست . تازشم نیست همه شون دچار آلزایمر زود رس شدن اصلا به روی مبارکشون نمی یارن. در هر حال امیدوارم پیروزی از اینی هم که هست بدتر بشه شاید شاید این جناب بره. البته گفته باشم به نظر من پرسپولیس ایرانه و پروین هم مسولان هستن که تحت هیچ شرایطی حاضر به عقب گرد نیستن. بابا رو رو برم.
اما دیروز خیلی خیلی خوشحال شدم از این که بازی برده رو مساوی کرد الهی که دائم بیاد پایین شاید خدا خواست و ما رفتن این آدم شریف رو ببینیم.
اما خبر
مثل این که این انتخابات خبرگان رهبری هم داره کم کم به جاهای باریک کشیده می شه. هفته پیش یکی از شاگردای مصباح گفته بود که ما اصلا جمهوری اسلامی نداریم و باید حکومت اسلامی در ایران برقرار کرد. حتی امام خمینی هم به جمهوری اعتقادی نداشت و برای این که نوع حکومت ایران برای کشورهای خارجی قابل درک باشه گفته جمهوری اسلامی. از اون طرف صدای خیلیا در اومده که ای بابا کی گفته که امام به جمهوری اسلامی اعتقادی نداشته. امام همه جا می گفت که رای رای مردمه.
اما طرفدارای مصباح می گن: این چه جور جمهوریتیه که اگه رهبر تشخیص نده حتی حکم ریاست جمهوری یا انتخابات در کشور تایید نمی شه. در ضمن باید حکومت اسلامی در ایران برقرار بشه. خلاصه خیلیا حرف زدن. مصباح هم اساسی داره قدرتشو به همه نشون می ده.
تازشم اعلمی نماینده تبریز که مدتها بود سکوت اختیار کرده بود اساسی به حرفای حامیان مصباح اعتراض کرده و گفته که اینا چه حرفاییه که می زنید. تازشم گفته حرفای رییس جمهور درباره اسراییل نه تنها به نفع ما تموم نشد بلکه باعث شده که صهیونیستا هم مجهزتر بشن و هم دنیا بیشتر با اونا همنوا شده. در ضمن از  احمدی نژاد خواسته این قدر با اعضای هیات دولتش با مصباح دیدار نداشته باشن و گفته که بهتره رییس جمهور این همه در حرفاشون به مسایل غیبی و نورانی و اینطور چیزا اشاره نکنه.
این حرفای اعلمی باعث شد یکی از نماینده ها بگه اتفاقا دیدار با مصباح یکی از افتخاراته و چرا باید اعتراض کرد.
دیگه این که بعله دوباره وارد دور تسلسل پرونده اتمی ایران شدیم. بازم ایران گفته که می خواهیم غنی سازی رو انجام بدیم و دوباره آمریکا و اروپا گفتن که این کار ایران خلاف تعهدات بین المللیه. طبق معمول همه تا روز نشست روی مواضعشون و حتی ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت پیش می رن و دوباره به این نتیجه می رسن که نه بابا ایران اصلانم کشور بدی نیست و نشانه های همسویی با جامعه جهانی در اون دیده می شه.
دیگه این که بالاخره تغییر و تحولای وزارت نفت هم آغاز شد و من به همه نفتیا تبریک می گم. نعمت زاده که در پتروشیمی خوب کار کرده رفت به پالایش و پخش و نوذری که یه روزایی مدیرعامل نفت مرکزی بود اومده به شرکت ملی نفت یعنی جای میرمعزی مدیرعامل شرکت ملی نفت که شنیده شده ایشون داماد آیت الله مهدوی کنی هستن ، شده. جالب اینه که مدیرعامل جدید پتروشیمی هم می گن که در مترو بوده.
آها تا یادم نرفته بیشتر شهردارها استاندار شدن و جاهای باحالی رفتن که همه اینا براساس شایسته سالاریه یهو فکر بد به سر تون نزنه که همه اینا از روی رابطه رفتن!.
دیگه اینکه این وزارت نفت خیلی بده چون بازم طبق معمول ما رو برای معارفه مدیرای جدیدش دعوت نکرد منم اصلا حوصله نداشتم با هاشون کل کل کنم بنابراین اصلا به روی مبارکم نیوردم.
بعله می بینم که قراره قیمت گوشت گوسفندی به مناسبت عید غدیر خم افزایش پیدا کنه. اما توجه داشته باشین اینا جدای از طرح تثبیت قیمتا ست . تازشم اگه مردم ناراضی هستن می تونن نخرن. چهارشنبه هم فهمیدیم که جنابان آقایونی رو که گوشت الاغ رو کیلیویی 2500 تومن به جای گوشت گوسفندی غالب مرم کردن دستگیر شدن. آخی نکنه شماها گوشت الاغ خورده باشین؟
خوب دیگه سه شنبه آیت الله خزعلی گفته بود که باید عید غدیر جایگزین عید نوروز بشه. "من فردا جواب امام علی رو چی بدم به ایشون بگم که ما برای جوانه زدن شکوفه ها جشن می گیریم اما برای روزی که شما به امامت انتخاب شدین هیچ کاری نمی کنیم". البته ایشون راست می گن. تازه مرجان می گفت وقتی که ایشون داشتن می گفتن که من جواب امام علی رو چی بدم مردم داشتن گریه می کردن.
آها راستی من سه شنبه رفتم برنامه رییس جمهور . اول این که بازم شونصد ساعت معطل شدیم تا رییس جمهور بیان از ساعت 9 مقر بودیم تا ساعت 30/10 اونم تو این سرما بعد از کلی حرص خوردن رفتیم داخل منم ردیف آخر نشستم و سریع واکمنم رو آماده کردم. همین که برگشتم یه دفه چشمم به احمدی نژاد افتاد و طبق معمول با خنده گفتم سلام آقای دکتر و محافظشم چپ چپ به من نگاه کرد. اون هم با لبخند همیشگی اش ( نه مثل خاتمی) گفت سلام خوبی. سریع یکی از خبرنگارا گفت چشمت روشن دیگه برای چند هفته نیازی به هاله ای از نور نداری . منم گفتم وا یعنی چی . من الان 69 تا صواب کردم و رییس جمهور یکی . این خیلی مهمه.
بعد کشاورزا همین که ایشونو دیدن صلوات بود که فرستادن و همین که احمدی نژاد خواست حرف بزنه سکوت برقرار شد و عکاسا چیک چیک عکس گرفتن وکفر همه رو دراوردن. ما هم که تن تن داشتیم می نوشتیتم. تازشم فهمیدیم که ای بابا داماد رییس جمهور کشاورزه و ایشون هم گفتن که کار تو شهر نیست که کار تو روستا ست . گفته باشم ما هم در حمایت از سخنان ایشون تصمیم گرفتیم که بریم مزرعه بابام هم از این حرف من حمایت کرد و گفت آماده شین. بعدشم ایشون گفتن که الان هیچ کاری ندارن جز خدمت کردن به مردم. خوب راست میگه دیگه . چرا همش باید حرفای صدتا یه غاز بزنیم الان وقت عمله. هوراااااااااااااااااااااااااااااا
و اما بگم از بودجه امسال. اول از همه به همه کارمندای شیک تبریک می گم که قراره 5/14 درصد به حقوق اونا اضافه بشه. البته گفته باشم که این خیلی خیلی خوبه چون اصلا نرخ تورم ما بالا نمی ره !. و  کاملا هم می شه با این حقوق زندگی کرد. البته بازم خوش به حال کارمندا چون هرچی باشه وضعیتشون از ما که خیلی بهتره. حداقل می دونن آخر ماه چقدر می گیرن ولی ما؟ 
قیمت نفت هم که گفتن قراره بشه 3/39 دلار. حالا من نمی دونم حکمت این 3 سنته چیه و اصلا چرا این همه بالا گفتن . آخ حال می کنم اگه قیمت نفت یه دفه بره زیر این رقم اون وقت هیچی هم که در حساب ذخیره ارزی نداریم ببین چی می شه.
دیگه این که از زمانی که خودمو شناختم با این که دائم به درآمدای نفتی ایران اضافه می شه اما همیشه 5 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی داریم. تازه شیبانی رییس کل بانک مرکزی گفته که تا آخر امسال به 15 میلیارد دلار می رسه که معلومه همه اینا صرف پرداخت بدهی و پاداش و از این حرفا می شه. تازه رشد نقدینگی هم خیلی زیاد شده که این یعنی گرانی شدید در آخر سال و خریدهای اضافی و به هم ریختن اوضاع بانکا.
دیروز سپیده با ناجا تماس گرفت که راجع به گروگان گیری پاکستانیا که 9 نفر از بچه های ناجا رو گرفتن مصاحبه بگیره که گفتن تو رو خدا جو رو خراب نکنین. البته اینا همه حاکی از قدرت خفن ایران داره . برای این که هیچکس حق نداره چپ به ما نگا کنه و اگه هم این کار رو کرد ما می دونیم و اونا. پاکستانیا هم قصد و غرضی نداشتن. طفلک گروگانا خیلی خیلی کوچولو بودن و دلم براشون یه دنیا سوخت امیدوارم که صحیح و سالم برگردن خونه هاشون.
البته معاون وزیر کشور آقای جنتی که پسر آیت الله جنتی هست گفته که برای آزادی گروگانا حاضر نیستیم به کسی باج بدیم. گروگان گیرا هم گفتن در ازای آزادی این بچه ها آزادی شونصدتا از دارو دسته شونو می خوان که ایران گفته تحت هیچ شرایطی موافق نیستم.
بعد از این که روسیه در کمال جوانمردی و در فصل سرد زمستان با سه یا چهار برابر کردن قیمت گاز صادراتی به اوکراین. به اونا گاز نداد نه تنها به دنیا بلکه ما ثابت کرد که بهترین و دوست داشتنی ترین شریک برای ایرانه. لابد چند سال دیگه که قراره از طریق نیروگاه اتمی بوشهر برق ایران تامین بشه اگه روسا یه دفه از دست ما ناراحت بشن و خشانتشون زیاد بشه کل ایران خاموش می شه( البته به این شوریا هم نیست ولی خوب می تونه باشه)
در هر حال خوشم می یاد از این که با این که همه می دونن روسا چقدر به تعهدات بین المللی پایبند هستن اما بازم دست سر اونا بر نمی دارن.
در مورد انرژی هسته ای هم معتقدم مذاکره با هر کشوری به جز روسیه بیشتر به نفع منافع ملی ماست تا این کشور.
خوب دیگه این که چشم همه ما روشن می بینم که بودجه کشورم ته کشیده و نماینده ها به رییس جمهور گفتن تو رو خدا وقتی که به این شهر و اون  شهر می ری این همه اعتبار به این شهرا نده برای اینکه با کدوم پول می خواهیم به این مردم کمک کنیم و از این حرفا.
التبه مثل این که رییس جمهور اصلا توجهی به حرفای نماینده ها نکرد و همین که رفت قم سریع ۶۰ میلیارد تومن اعتبار به این استان شهید پرور و روحانی اختصاص داد. حالا من موندم با کدوم پول و اعتبار. به جان خودم ما دیگه هیچی در چنته مون نداریم. تازه این قم مگه چقدره که این همه اعتبار باید به اون اختصاص پیدا کنه؟ البته از یه جهتایی باید به اونا کمک کرد ولی ..........
تازشم قرار بود که رییس جمهور اول برن چهارمحال وبختیاری که رفتن قم. که به نظر من به خاطر جوسازیهایی که تو این چند روزه شده بود رفتن( خبرگان رهبری و از این حرفا) 
خاتمی هم که دیگه زده به سیم آخر و گفته برای نظام و رهبری احساس خطر می کنم.
الیته گفته باشم به نظر کارشناسی ما باید صبر کرد تا بالاخره حلواهه ساخته بشه . نمی دونم چرا این همه بدبین هستیم حالا سه چهار تا دانشجو رو گرفتن چند تا روزنامه رو بستن وضعیت اکبر گنجی هم بد نیست که همش تو انفرادیه . آخه این بده؟
این دشمنای ما که الهی خیر نبینن همش می گن که در ایران حقوق بشر رعایت نمی شه ایرانم می گه اتفاقا تو کشورای شما رعایت نمی شه. اگه راست می گین بذارین ما از زنداناتون بازدید داشته باشیم. زن گنجی هم گفته واقعا ای ول دستتون درد نکنه. خوب شد که گنجی رو فرستادین زندان تا ما هم یه نفسی بکشیم.
خوب می بینم که بالاخره شارون هم داره می ره پیش خدا و باید باهاش یه سری مذاکراتی داشته باشه. تازشم اگه هم زنده بمونه به خاطر رشوه هایی که گرفته باید بره دادگاه. دیروز یکی از بچه ها گفت از بس که احمدی نژاد کفر شارون رو دراورده اونم ثکته کرده. الان تو مجلس می گن که باید یه تیم ویژه برای شادی مرگ شارون تشکیل بدیم و هلهله کنیم.
رییس جمهور هم بدون اینکه دیروز مطلع باشن که شارون داره به دیار باقی می شتابه گفتن چطور که اروپا طاقت تحمل اسراییل رو نداره اون وقت می خوان که کشورهای مسلمون داشته باشن. در هر حال من از نظریه خودم دفاع می کنم.
دیگه اینکه بعله همسر خانم الهام سخنگوی دولت گفتن این صدا و سیما بد جوری داره با دولت نهم بد تا می کنه چرا تعریفاش از رییس جمهور زیاد نیست. می خواد مقابل محبوب ترین رییس جمهور تاریخ ایران بایسته!
من نمی دونم چرا هر کس که رییس جمهور می شه فکر می کنه که محبوب ترینه.
خاتمی هم همین فکر رو می کرد البته خوب خدایی اش بود ولی خوب از حق نگذریم نتونست کاری کنه با این که نذاشتن ولی اونجاهایی هم که می تونست حرفی بزنه سکوت کردو هیچی نگفت.
دیگه این که قبل از همه گفته باشم عید غدیر مبارک برای اینکه شاید مثل مارکوپولو برم یه مسافرتی.
خوب دیگه این بار خیلی خیلی حرف زدم و به نظرم زیادی پر حرفی کردم
+ نوشته شده توسط سارا در جمعه شانزدهم دی 1384 و ساعت 13:2 |
 

اول از همه گفته باشم من یکی از استعفای پروین استقبال کرده و خیلی خوشحالم و دیروز از شدت خوشحالی یه سور حسابی دادم! من یکی حاضر بودم پیروزی حتی از این تیم ذاغارت استقلالم ببازه و حتی حتی به دست دو و سه سقوط کنه ولی پروین از این تیم بره. خدا رو شکر و من این اتفاق فرخنده رو به همه پرسپولیسهای شیک و دوست داشتنی تبریک می گم.

و اما خبر

مثل این که انتخابات خبرگان رهبری اساسی داره کفر دو جناح رو در می یاره . از اون طرف مصباح یزدی گفته که ملاک برای انتخابات خبرگان رهبری ریش سفید و فکر می کنم مبارزات انقلاب نیست بلکه ملاک اسلامی بودن به معنای واقعی کلمه است یعنی این که باید همه اینا مکتبی باشن. در واقع این گروه معتقد هستن با این که بیشتر روحانیت به حمایت از احمدی نژاد نپرداختند اما به دلیل این که ایشون می خواستن اسلام واقعی و ناب رو به دنیا معرفی کنن بنابراین مردم ما به ایشون رای دادن( قابل توجه جناب شیک). یعنی بقیه جناحها نباید فکر کنن که این بار می ذاریم که تو خبرگان رهبری وارد شن. ما خواهان اسلام واقعی و مکتبی هستیم.

در مورد غنی سازی اورانیوم هم که خدا رو شکر بالاخره روسیه پیشنهادشو به ایران داد گرچه ایران گفته تحت هیچ شرایطی حاضر نیستیم که غنی سازی رو تو خاک روسیه انجام بدیم. اما....... بعله آمریکا توپ رو از زمین اروپا به زمین روسیه انداخته و ایران به جای اینکه با اونا مذاکره کنه باید با روسا به تفاهم برسه. یعنی طفلک ایران ناچاره که یه جورایی با روسا کنار بیاد وگرنه احتمال این که این متحد شیک ما که خیلی هم به اصول اخلاقی در عرصه دیپلماتیک پای بنده به سمت اروپا و آمریکا بره خیلی زیاده.

آها مثل اینکه آمریکا و اسرائیل گفتن که ما اصلا خیال حمله نظامی به ایران نداریم تا زمانی که ایران به سمت تولید سلاحهای هسته ای نره ما کاری به کارش نداریم. خدا رو شکر ما فکر کردیم که فردا به ایران حمله می کنن و همه ما به درجه رفیع شهادت می رسیم.

راستی بعد از این که آمریکا هشت تا شرکت رو به خاطر فروش اسلحه به ایران تحریم کرد. اونا هم با اقتدار کامل به مخالفت با آمریکا پرداختن اما گفتن خوب به خاطر این که جو جامعه جهانی علیه ایرانه بنابراین ما فعلا به ایران اسلحه نمی فروشیم اما خدایی اش با آمریکا مخالفیم. اینو به خود آمریکایی ها هم گفتیم.

خوب دیگه این که نماینده ها گفتن ما باید وزیر دفاع رو استیضاح کنیم و امیدواریم که این بار خلبان مقصر معرفی نشه. ما هم داریم لحظه شماری می کنیم ببینیم این استیضاح چی می شه.

آها وزیر محبوب من یعنی هامانه گفته که خدا منو به احمدی نژاد معرفی کرده. خوب راست می گه دیگه همه وزرای ما نور بالا می زنن و حرف ندارن.

و اما دولت احمدی نژاد اساسی داره از این صدا وسیما انتقاد می کنه که ای بابا چرا اقدامات دولت رو درست در این رسانه ملی نشون نمی دین و طفلک دیدارای مردمی رییس جمهور رو در ساعاتی که کسی توجهی به صدا و سیما نداره پخش می کنین. حتی زن الهام رییس دفتر رییس جمهور و سخنگوی دولت گفته ارزش شبهای برره از دیدارهای مردمی رییس جمهور برای ضرغامی بیشتره. حالا من نمی دونم این صدا و سیما باید چکار کنه که نکرده از صیح تا شب که داره همش از خدمات دولت می گه. من نمی دونم این نماینده ها چی می خوان. خدایی اش ضرغامی بد کار نکرده . با این که از صدا و سیما خیلی خوشم نمی یاد اما خوب ازحق نگذریم بد کار نکرده.

تازشم چشم همه ما روشن قبلا در حساب ذخیره ارزی حدود ۱۷ میلیارد دلار داشتیم که امروز یکی از دوستام گفت که منفی ۴ میلیون دلار داریم. حالا اگه این خبر صحت داشته باشه کلامون پس معرکس. از بس که تو این چند ماهه همش به این ور و اونور پول دادیم. از همه بدتر این که هیچ کدوم از این پولا صرف امور عمرانی نشده. یعنی به نظر من دو ماه دیگه که مسئله عیدیا مطرح می شه مشکل بیشتر حاد خواهد شد.

و اما آخ جون بالاخره از بس که به زنگنه زنگ زدم بالاخره تصمیم گرفت که بیاد خبرگزاری ما. اون روزی که قرار بود بیاد من از بس پله ها رو پایین و بالا می رفتم اساسی از پا در اومدم. وقتی که زنگنه از ۸۵ تا پله بالا اومد خیلی راحت بود و من هم که واقعا نفسم بند اومده بود داشتم نفس نفس می زدم که یکی از محافظاش گفت واقعا پیر شدیا. منم گفتم ببخشینا من از ساعت ۸ صبح تا ۱۰ چهار بار این مسیر رو رفتم و اومدم بابا جان بریدم دیگه.

اما خدایی اش زنگنه حرفای جالبی زد. نه این که بخوام ازش تعریف کنما. اما جالبه بعضی از حرفایی رو که قبلا ازش حمایت می کرد حالا می گه نخیر اصلانم طرحای جالبی نیستن. راستی گفت خرج یه راننده یه مدیرکل با ماشینش ماهی ۴ میلیون تومنه. ما هم سریع گفتیم هیچ کدوم از این معاونا راننده نمی خوان. خدایی اش من یکی حاضر راننده این مدیرکلا بشم.

بعدشم واقعا معتقدم که زنگنه یه آدم سیاسیه و همین باعث شده که از اول انقلاب در نظام باشه. خیلی هم رهبر رو قبول داره و آدم شجاعیه. اما خوب منم خیلی اذیت می کرد و گاهی هم جواب سربالا می داد. حالا که دیگه وزیر نیست خیلی مهربون شده.

دیگه این که دیروز جنتی گفت که از رهبر می خوام که من دیگه خطیب نماز جمعه نباشم و به کارهای دیگم برسم.  خوب گناه داره نمی تونه به همه کاراش برسه دیگه. راستی گفته بودم پسرش معاون وزیر کشوره؟

مدیرعامل منطقه آزاد کیش هم که جناب آقای شایسته شهردار منطقه ۱۸ شد که می گن ایشون داماد آقای قرائتی هستن. البته گفته باشما همه اینا براساس شایسته سالاری انتخاب شدند.

دیگه این که کیهان گفته چه معنی داره که این همه خواننده غیر مجاز دارن همش آلبوم بیرون می دن باید جلوی این خواننده نماها گرفته شه. اما خدایی اش بعضی از این آلبوما خیلی باحاله. مثل آلبوم بنیامین که می گه وقتی  چشامو می بندمو.......... بقیه شم یادم رفت. چون من حافظه بیستی دارم.

دیگه این که ای داد بیداد من خیلی خیلی نغمه غم انگیز دارم.

+ نوشته شده توسط سارا در شنبه دهم دی 1384 و ساعت 14:41 |
اول از همه سفر ما برای انتقال گاز آذربایجان از طریق ایران به جمهوری نخجوان خیلی بامزه بود. اول این که قرار بود احمدی نژاد و الهام علی اف هم در ایران باشن که دقیقا دقیقه ۹۰ که ما داشتیم به سمت جلفا می رفتیم اعلام کردن که رییس جمهور می رن نخجوان. بعد کاشف به عمل آمد از اون جایی که ایران فرودگاه نزدیک به جلفا نداشت( نزدیک ترین فرودگاه در تبریز بود که دو ساعت تا جلفا فاصله داشت) بنابراین رییس جمهور و هیات همراه رفتن نخجوان و ما هم این طرف مرز منتظر اونا بودیم که گفتن باید برید نخجوان. ولی دوباره گفتن برگردید. خلاصه ما بیچاره ها که از ساعت ۶ صبح بیدار بودیم تا ساعت ۱ همین طور از مشرق به مغرب و از این طرف به اون طرف می دویدیم. آخرشم گفتیم یه پیش خبر بریم خیلی ضایعس. خلاصه ساعت ۲ اینطوریا وزیر اومد با هیات همراه و بعد از افتتاح طرح همه رفتن نخجوان که از اونجا به ایران برگردن. ما هم به سمت تبریز رفتیم که تشریف بیاریم تهران. خدایی اش پرواز با این توپولوفا هم برای خودش حکایتی داره. از بس که بد می شینه و مزخرف فرود می یاد.

آها راستی یادم رفت بگم ما فکر می کردیم که تبریز و نخجوان هوا خیلی سرده و چقد هم لباس با خودمون اورده بودیم که دیدیم ای دل غافل هوا از بس گرمه که سرما خوردگی من خوب شد.

بعد از اینکه شب به تهران رسیدیم زنگ زدن که بدو باید ساعت ۸ صبح بری همایش نفت. منو می گی اشک از چشام در اومده بود خیلی خسته بودم و داشتم می مردم ولی باید می رفتیم. همه اینا یه طرف وقتی که همایشی می ری که همه حرفا تکراریه یه طرف. و اون همایشم از همایشای اینجوری بود.

از اون طرف ترکان مصاحبه مطبوعاتی گذاشته بود و گفته بود که مافیای نفتی نمی شناسه و یه جورایی به احمدی نژاد گفته بود که اگه راست می گی همه شونو معرفی کن.

جلسه شورای حکام هم که چهارشنبه بود و از همون اولم معلوم بود که چی میشه. بعله طبق معمول قرار شد که جلسه بعدی موضوع و بررسی کنن و چقد دو طرف خوشحال بودن از این جلسه. اما خدایی اش همه مون فشلیم.

دیگه اینکه به دنبال ابلاغیه احمدی نژاد مبنی بر اینکه انتشار موسیقی غربی در تلویزیون ممنوعه ما موندیم حالا موسیقی شرقی ما کدومه. آخه نیست همه موسیقی ها وطنیه و این ور آبیه و اصلانم بوی غربی نداره.

دیگه اینکه چشم همه ما روشن احمدی نژاد به عنوان یکی از چهره های شاخص سال ۲۰۰۵ شناخته شده و یه عکس تمام قد هم ازش چاپ کردن. البته ما هم خیلی خوشحال شدیما. بالاخره بازم اسم ایرانه دیگه.

سه تا جهانگرد که دوتاشون آلمانی و یکی شون هم فرانسوی بودن به اتهام اینکه غیرقانونی وارد آبهای ایران شدن بازداشت شدن و فعلا گفته شده که وضعیت خوبی در بازداشتگاه دارن.

خدایی اش دیدید گفته بودم عمرا شبکه صبای کروبی شب یلدا افتتاح نمی شه یعنی تولید آزمایشی اش شروع نمی شه. دیدید درست بود. درست دقیقه ۹۰ گفتن که اجازه پخش نداره و کروبی حسابی عصبانی شده و اداره کل مطبوعات هم گفته ای بابا کروبی اصلا درخواست مجوز پخش این شبکه رو در ایران از ما نخواسته بود. خلاصه اینکه کروبی بازم معروف شد هورا.

آها می بینم که اسم صوفی و معتمدی و دو تا وزیر دیگه در پرونده مفاسد اقتصادی هست و گفتن که اونا رو حتی به دادگاه هم دعوت کردن. باید ببینیم که بالاخره این پرونده ها به کجا می رسه.

در مورد سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ هم نماینده ها به این نتیجه رسیدن که ای بابا در استیضاح جناب وزیر دفاع خیلی عجله کردن و اصلا به ایشون ارتباطی نداره. همش تقصیر دولت قبلیه. دولت قبلی هم می گه به من چه مگه من هواپیما رو وارد کردم خلاصه معلوم می شه که همش تقصیر شاه معدومه که ایشونم اون دنیا جهنم تشریف دارن. بنابراین اصلا کی گفته باید استیضاح بشه.

آها می بینم که بالاخره بخت این آزاد راه تهران شمال که ۱۰ ساله در حال احداثه داره باز می شه. و چهار سال دیگه افتتاح می شه . البته گفته باشم تو این ۱۰ سال همش ۱۱ درصد یا کمتر پیشرفت داشته و حتما توجه داشته باشین حتما ۴ سال دیگه افتتاح می شه.

دیگه این که بعله یکی از وزرای دولت جدید که آپارتمانش خیلی کوچوله مجبور شد به یکی از ویلاهای پاسدارن نقل مکان کنه. خوب طفلک چیکار کنه خونش کوچیک بود دیگه.

و دیگه اینکه گفته شده قراره با رستورانهای سنتی که قلیون ارایه می کنند برخورد شدید بشه. البته همش شونصدتا رستوران این کار رو می کنن و اصلا به ما چه هر کی هر کاری که می خواد بکنه. کیه که نذاره.

تازشم مشکلات اجتماعی از زمان احمدی نژاد ۱۵ درصد کاهش یافته. یعنی بعله داریم به جامعه آرمانی نزدیک می شیم و این یعنی اند خوشبختی و اگه ما احساس نمی کنیم برای اینه که درکمون پایینه و نمی فهمیم. وگرنه کیه که این همه لطفو نبینه.

خوب امروزم که بالاخره چشممون به جمال این بارون روشن شد و همه ما بستنی دای تی خوردیم شما هم بخورین واقعا خوشمزس و حال می ده و قتی که هوا سرد باشه و زیر بارون بخواهی بستنی بخوری

خوب دیگه فعلا باید برم

+ نوشته شده توسط سارا در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 15:8 |


Powered By
BLOGFA.COM