تبليغاتX
امروزم اومد
 

چند دقیقه پیش یکی از دوستام زنگ زد و گفت شرق توقیف شد.

باورم نمی شه. داشتیم نامه رحمانیان به هیات منصفه رو می خوندیم و این که به زودی جانشین خودش رو معرفی می کنه. رحمانیان مدیرمسوول روزنامه شرقه.

چند ماه پیش قوچانی سردبیر شرق مطلبی راجع به مشروطیت و ستارخان نوشته بود که باعث آزرده شدن خیلیا شد و ایشون بلافاصله بعدش یه مطلب دیگه در مدح ستارخان نوشت.

البته یه عده دیگه هم می گن که شرق به خاطر چاپ کاریکاتور روز پنجشنبه توقیف شده. من خودم کاریکاتور رو ندیدم اما می گن که در این کاریکاتور یک صفحه شطرنج کشیده شده بوده که یک خری اونجا حرکت می کرده که هاله نور داشته. ( البته راست و دروغ این رو نمی دونم و نقل قول شده)

در هر حال این که شرق رو به این علت توقیف کردند و اقعا خنده داره. مثل این که جامعه تک صدایی ما باید تک صداتر از اینا بشه. برای این که دولت اصلا رسانه نداره و باید همه رسانه ها با اون باشند حتی نباید یک مخالف داشته باشه.

هنوز یادمون نرفته که روزنامه ایران رو به دلیل این  که بدنه خبرنگاران اون همچنان با دولت خاتمی موافق بودند رو به بهانه چاپ یک کاریکاتور توقیف کردند و بعد از چند ماه الان اعلام می کنند که قراره یک تحریریه جدید در روزنامه ایران فعالیت خودش رو شروع کنه.

این که تعداد زیادی از خبرنگارا بیکار می شوند اصلا مهم نیست. مهم اینه که تحریریه جدید همسو با دولت هست. البته همون زمانی که روزنامه ایران توقیف شد همه می دونستند که علت چیه ولی کسی فکر نمی کرد که اعتراضا نسبت به چاپ کاریکاتور اینطور باشه.

واقعا برای خودمون متاسف هستم از این که هیچ کس نمی تونه در جامعه ما مطلبی بنویسه . نقد کنه و استرس و وحشت هم نداشته باشه.

دیروز ایران توقیف شد. امروز شرق توقیف شد. فردا کارگزاران روز دیگه صاحب قلم روز بعدش اعتماد و روزهای بعد هم همه.....................

+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 12:31 |
 

تو این چند روزه از بس که اتفاقای مهم رخ داده همه ما جمعیا کم اوردیم. سانحه هوایی توپولف و کشته شدن ۲۹ نفر و بلافاصله بعد از اون سانحه رانندگی و کشته شدن تقریبا ۲۸ نفر . نوید افزایش ۲۰ تا ۵۰ درصدی قیمت گوشت در ماه رمضان. این که دولت مسوول افزایش اجاره بها نیست و اصلا به اون چه. و.........

اما از همه اینا جالب تر اظهارات خانم رجبی همسر الهام سخنگوی دولته. ایشون در کتابی تحت عنوان احمدی نژاد معجزه هزاره سوم خیلی از ایشون دعوت کردن. همیشه از این می نالند که آخه چرا کسی از رییس جمهور حمایت نمی کنه و صدا و سیما و خبرنگارا دشمن ایشون هستند و هیچ وقت ازش حمایت نمی کنن و از این حرفا

چند روز پیش که خاتمی به آمریکا رفت برای سخنرانی در واشنگتن و از بد روزگار همه مقامات آمریکایی از اومدن ایشون استقبال کردند و برخلاف سایر ایرانی ها از ایشون انگشت نگاری به عمل نیومد

همسر الهام خیلی عصبانی شدن و در سایت خودشون نوشتند که باید خاتمی خلع لباس بشه. چرا که ایشون بعد از ۸ سال خوش خدمتی به آمریکا حالا رفتند که جایزه شونو بگیرن. چرا دکتر ظریف نماینده ایران در سازمان ملل از ایشون پذیرایی کرده.

به نظر خانم رجبی خاتمی یک عنصر مزدور و خائن به ایران هست که هیچ کس نباید با اون باشه و حالا که ظریف سر خود از ایشون پذیرایی کرده باید سریع توبیخ شن. و این که چرا نماینده های مجلس از این کار خاتمی انتقاد نکردن

فکر می کنم خانم رجبی انتظار دارن که هنگام بازگشت خاتمی اونو دستگیر کرده و یا حسابی گوشت مالی بدن.

به نظر کارشناسی من جناب خاتمی تحت هیچ شرایطی سر خود به آمریکا نرفتن و قطعا ایشون با رهبر رایزنی کردن.

وقتی که خبرنگارا به الهام گفتن که چرا همسرت این حرفا رو زده و آیا شما خاتمی رو قبول دارین یا نه؟ ایشون گفتن که هنوز برای من مشهود نشده که ایشون چی گفتن. تازه چرا من باید جواب خانم رجبی رو بدم.

نماینده های مجلس از دست خانم رجبی حسابی شاکی شدن و از ایشون خواستند که در مورد مسایلی که اصلا تجربه و تخصص حرافی نکنن. جمعیت ایثارگران هم از دست خانم رجبی شاکی شده.

خیلی دلم می خواد سایت خانم رجبی مشمول همون شکایت کذایی الهام از بی ضابطه بودن سایت ها بشن و برن دادگاه.

راستی یه مطلب باحال هم از نبوی هست که من خیلی خیلی خوشم اومد و حسابی خندیدم.

بد نیست که شما هم اینو بخونید حداقلش اینه که کمی نغمه های غم انگیزتون فراموش می شه.

خوب من هم که تا آخر این هفته تهران نخواهم بود دارم بازم می رم جنوب. اینم از شانس بد منه

در راستای اینکه آقای احمد خرم، وزیر سابق راه و ترابری در مصاحبه اش گفته است که « زمانی حقوق کارکنان وزارت راه و ترابری اینقدر کم بود که به آنجا گداجا می گفتند.» اسامی زیر برای سازمانها و نهادهای مختلف کشور پیشنهاد می شود:

بلاجا: قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه اگر هر کسی دچاراین بلای غیرآسمانی شود، تا اطلاع ثانوی هیچ راه حلی ندارد.)

ثناجا: مجلس شورای اسلامی( بخاطر ثنا و ستایش بی دریغ و هر روزه مجلس از دولت)

عباجا: شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران( لطفا به تصویر شورای مذکور نگاه کنید، هر جایی را که عبا ندیدید کلیک کنید.)

صداجا: کابینه دولت جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه در آن وزرای محترم با یک مشت سروصدا و سخنرانی، فکر می کنند که دارند مملکت را اداره می کنند.)

نواجا: دفتر ریاست جمهوری( چون هر کسی با پای برهنه وارد آن می شود و بعد از مدت کوتاهی به نان و نوایی می رسد.)

عزاجا: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران( نیاز به توضیح ندارد، تلویزیون را روشن کرده و کانالها را نگاه کنید و اگر حالت غم و گریه و عزا بر شما مستولی نشد، نام دیگری انتخاب کنید.)

هواجا: شورای تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی( به دلیل اینکه سیاست های آن با تغییر مسیر وزش باد و هوا تغییر می کند.)

اداجا: شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی به ریاست علی لاریجانی( بخاطر اینکه هر روز یک ادا و اصولی از خودش صادر کرده و هفته بعد یک ادای دیگر در می آورد.)

قضاجا: وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران( که با تلاشی بی وقفه به تمام آثار هنری و فرهنگی ایران قضای حاجت کرده و تلاش می کند تا رنگ و بوی ویژه ای را در هنر و فرهنگ ایران منعکس کند.)

فضاجا: وزارت علوم و آموزش عالی( بخاطر یک وزیر نابغه که باید مدیر ناسا می شد، ولی برای پیشرفت علمی مملکت قبول کرد که وزیر علوم شود و عملا کاری می کند که همه دانشجویان باهوش مملکت از کشور پرواز کنند و به اروپا و آمریکا و کره مریخ بروند.)

چراجا: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران( مرکز چون و چرای مملکت که وقتی از کسی سووال می کند طرف دوماهه ده کیلو وزن کم می کند.)

ریاجا: وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی( بخاطر تلاش بی وقفه وزارتخانه مذکور برای اینکه تا می تواند کاری کند که بچه ها از سن هفت سالگی یاد بگیرند از خودشان چهره دیگری نشان بدهند.)

دعاجا: سازمان هواپیمایی جمهوری اسلامی( بخاطر اینکه هر مسافری که سوار هواپیماهای ایرانی می شود باید از اول تا آخر پرواز دعا بخواند تا احتمالا اگر سقوط نکرد، با تاخیر به مقصد برسد.)

صفاجا: سازمان ورزش کشور( بخاطر اینکه انواع علی آبادی ها و سایر اهالی آبادی های اطراف شهر در آن صفا می کنند و به سفر فرنگ می روند و با ورزشکاران بدبخت مملکت عکس می گیرند و هر بلایی هم سر ورزش بیاید، برای شان مهم نیست.)

نماجا: مرکز آمار ایران( بخاطر نمایش و ارائه آمارهای عجیب و غریب از پیشرفت های اخیر اقتصادی مملکت)

خلاجا: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه موفق شده است پول ایران را از ریال تبدیل به پی پی کند و آن را به کم ارزش ترین پول منطقه تبدیل کند.)

جفاجا: سازمان زندانهای جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه در جریان بازجویی و نگهداری زندانیان کاری می کنند که آنها بخوبی وزن کم کرده و رژیم خودشان را حفظ کنند.)

شناجا: وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی( که هر روز یک جور زیرآبی می رود و آب را گل آلود می کند تا از آب گل آلود ماهی بگیرد.)

شفاجا: سازمان راهنمایی و رانندگی کشور( که مسوولیت جلوگیری از عمر طبیعی ملت ایران و تامین مجروح و بیمار را برای بیمارستان ها و شفاخانه های کشور به عهده دارد.)

دواجا: هیات نوحه خوانان و مداحان حزب اللهی جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه نوحه خوانان محترم در هیات مذکور موفق به تبدیل انواع مواد و دوا به نوحه های شورانگیز و مدرن شده و بطور خاص بخاطر برادر هلالی و بانوی محترمه که پس از انتشار فیلم مذکور اثبات کردند که هیچ نوع مواد و جنسی تاثیری در طرفداران مداحان عزیز ندارد.)

خداجا: دفتر آیت الله مشکینی( بخاطر حضور دائمی خداوند در دفتر مذکور که از طریق این دفتر خداوند و امام زمان از دولت احمدی نژاد حمایت می کنند.)

+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 14:30 |
 

روز چهارشنبه آیت الله مشکینی رییس مجلس خبرگان رهبری در جریان افتتاح شانزدهمین اجلاس دوره ای این مجلس بیانات گهرباری فرمودند که به نظرم بد نیست بدونید:

اول این که نظام ما متصل به خداست و رهبر مقتدر ما نیز منصوب از جانب خدا بوده و سپاه و بسیج و ارتش جندالله هستند و جوانان ما حزب الله هستند و اکثریت ملت ما اولیاء الله هستند.

پیروی از دستورات رهبر واجب است و همه باید آن را اجرا کنند. پیروزی حزب الله یکی از معجزه های خداوند بود. حکومت جمهوری اسلامی مورد تایید معصومین بوده و این حکومت تنها حکومت مشروع جهان است که تمام نهادی نظام زیر نظر مقام رهبری که منصوب از جانب خداوند است فعالیت می کنند.

البته ایشون حرفهای دیگه ای هم زدند که واقعا برای من جای تعجب داره که چطور رییس مجلس خبرگان اینطور در عصری که خرافه گرایی در حال طرد شدن هست این بیانات رو اعلام می کنند در حالی که می دونن حتما حرفاشون منتشر می شه و متاسفانه باعث به تمسخر گرفتن دین و ائمه معصومین می شن.

ایشون هنوز هم معتقدن که احمدی نژاد منتخب امام زمان هستن.

ابطحی که قبلا معاون پارلمانی دولت خاتمی بود در یک اظهار نظر جالب گفته که بهتره آیت الله مشکینی بازنشسته بشن برای این که ایشون کسالت دارن و این باعث شده که هرچه می خواهد دل تنگشون بگن.

حالا هر چی که به انتخابات خبرگان رهبری نزدیک تر می شیم اختلافات بین گروهها و احزاب بیشتر می شه. خیلیا از قدرت گرفتن مصباح و هم مسلکاش نگران هستند و معتقدند که باید با انرژی مضاعف در انتخابات شرکت کرد اما بعضی ها هم معتقدند که اینا همه سیاه بازیه برای این که مردم همیشه در صحنه ایران بازهم در صحنه باشند و اعلام کنند که نظام جمهوری اسلامی را قبول داشته و انرژی هسته ای هم حق مسلم همه ما است حتی اگر دستیابی به این انرژی منجر به تحریم اقتصادی و یا جنگ بشه.

اگرچه سپاه و نیروی دفاعی بارها اعلام کرده چنانچه کشوری بخواد به ایران حمله کنه آنچنان جوابی به اونها می دیم که از کرده خودشون پشیمون بشن اما به نظر من تصور تحریم و جنگ خودش خیلی وحشتناکه.

البرادعی رییس شورای حکام در گزارش خودش اعلام کرد که ایران در تعلیق غنی سازی اورانیوم با ما صادق نبود اما شواهدی مبنی بر این که در تسلیحات نظامی از آن استفاده کند دیده نشده است.

ایران از این گزارش خیلی شاد شد. چرا برای این که قرار بود شورای امنیت سازمان ملل متحد روز چهارشنبه در مورد ایران تصمیم بگیرند این که باید کشور ما رو تحریم کنند یا نه.

آمریکا گفته ما با تمام قوا تلاش می کنیم تا کشورهای ۱+۵ رو علیه ایران متحد کنیم و قطعا اجازه نمی دیم که ایران به تولید بمب هسته ای بپردازه. برای این که امنیت جهانی به خطر می یوفته. مرکل صدر اعظم آلمان هم گفته از این که ایران غنی سازی رو معلق نکرده متاسف هستیم و امیدواریم که بتونیم با مذاکره همه چی رو حل کنیم.

البته دکتر لاریجانی سه شنبه با خاویارسولانا در این ارتباط مذاکره می کنه. اما جالبه که هنوز چین و روسیه در این مورد حرف خاصی نزدند که باید این هفته هم صبر کرد. گرچه همین امر باعث شد تا دوباره قیمت نفت بالا بره.

راستی در مورد پیشنهاد احمدی نژاد به بوش مبنی بر مناظره تلویزیونی اونا به نظر من اصلا این پیشنهاد نباید از طرف ایران ارایه می شد. برای این که طرح این جور مباحث از سوی ایران و بی اعتنایی سران جهان به این مسئله باعث خدشه دار شدن حیثتیت جهانی ما شده. سخنگوی کاخ سفید گفته بوش حاضر به این مناظره نیست برای این که این پیشنهاد رو ترفندی از سوی ایران برای دور شدن اذهان عمومی از فعالیت های هسته ای و نقض حقوق بشر می دونه.

احمدی نژاد هم گفته آمریکایی ها می ترسن این مناظره رو بدون سانسور در کشورشون منتشر کنند برای این که آزادی اطلاعات در امریکا وجود نداره.

البته ایشون راست می گن آزادی اطلاعات در ایران جریان داره و همه ما آزادانه هرچی که می خواهیم می گیم و هیچ کس هم به ما کاری نداره و همه سایت های خبری هم در دسترس ما هستند و اصلا سایت های خبری سانسور نشدن. و واقعا ما شاد و خوشحالیم و به راحتی هر نقدی که داریم بیان می کنیم و مسوولین هم با روی گشاده جواب ما رو می دن و اذهان عمومی رو روشن می کنن.

اینا همه حقایق زیبایی هستند که کور شه هر کی نمی خواد ببینه.

در مورد جهانبگلو هم باید به عرضتون برسونم در حالی که قاضی مرتضوی چند روز پیش از پرونده ایشون اظهار بی اطلاعی کردن و وزیر اطلاعات گفتند که فیلم اعترافات ایشون مبنی بر طراحی برای براندازی نرم در ایران گرفته شده و به زودی پخش خواهد شد. ناگهان جهانبگلو آزاد شد.

خوب همه ما از شنیدن این خبر خیلی متعجب شدیم برای این که جرم ایشون جاسوسی بود.

ولی جالب تر از همه مصاحبه شون با خبرگزاری ایسنا بود که بلافاصله بعد از آزادی به این خبرگزاری رفتن و مطالبی گفتن که دقیقا شبیه مطالب سایر آزادشدگان ایرانه.

این که در زندان اصلا با ایشون بد رفتاری نشده. این که دکترا دائم به  ایشون سر می زدن. و خیلی به ایشون خوش گذشته و اصلا ناراحتی خاصی هم ندارن.

نکته جالب تر اینه که ایشون اعلام کردن که گول آمریکا رو خوردن و داشتند در مورد نقش روشنفکران ایرانی در براندازی نظام مطالعه و تحقیق می کردن.

امان از دست این آمریکا که هیچ وقت از توطئه علیه ایران دست بر نمی داره.

اما واقعا برای من خیلی جالبه که چرا هر کس که از زندان آزاد می شه سریع به همکاری با آمریکا اعتراف می کنه و بعد از این که از ایران خارج می شه می گه که من تحت فشار بودم.

در هر حال ما از آزادی جهانبگلو خوشحالیم و امیدواریم سایر زندانیان سیاسی که مثل ایشون معروف نیستند و سفارت کانادا ازشون حمایت نمی کنه هم به همین زودی آزاد بشن و پیش خانواده هاشون برگردند و به سرانجام اکبر محمدی دچار نشن.

دیگه این که من موندم در این همه انرژی رییس جمهور . ما خبرنگارا کم اوردیم. اما ایشون همیشه سرزنده و شاداب سر همه برنامه ها هستند.

روز چهارشنبه احمدی نژاد از صبح دیدارو گفت و گو داشت تا شب. پنجشنبه صبح یه عده از بچه ها ساعت ۵:۳۰ صبح رفتند با ایشون مرقد امام برای تجدید بیعت و یک عده هم قبل از ایشون رفتند ماهشهر برای افتتاح پتروشیمی مارون. یک عده هم آماده شدند که برن ارومیه برای سفر استانی.

یکی از خبرنگارهای حوزه دولت تو این سفر ماهشهر به من می گفت که ما همه مون کم اوردیم از بس که دائم اینور و اونور می ریم و این که باید دائم بنویسیم.

 

+ نوشته شده توسط سارا در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 14:49 |

 

هر وقت که دهه فجر و هفته دولت یا هر مناسبت دیگه ای که پیش می یاد همه بچه ها می میرن از خستگی. چرا؟ خوب معلومه دیگه از بس که دائم اینور و اونور می رن. این وزیر گزارش عملکرد یکساله می ده و اون مدیرکل از کارش دفاع می کنه.

همه شون دائم این هفته رو به همدیگه و مردم شریف ایران تبریک می گن. ولی خدایی اش دیگه پدر همه ما دراومده. مثلا بچه ها صبح ساعت ۸ باید یه وزارت خونه باشن و ۱۰ یه جای دیگه در نتیجه اینجا موبایلا به کار می یوفته و بچه ها تو خیابون و تاکسی باید خبر رو بدن تا خبرا نسوزه.

خلاصه تو این هفته همه وزرا از عملکردشون تعریف کردن. وزیر صنایع و معادن فرمودن که صادرات صنایع بیش از ۹۹ درصد رشد کرده. البته به نظر من ایشون همچنان در خواب خرگوشی به سر می برن برای این که بخش صنعت کشور در یکسال گذشته نه تنها رشد نکرده بلکه روز به روز هم داره بدتر می شه .

شنیده ها حاکی است که به دلیل عملکرد بدشون احتمالا از جمله وزرایی هستند که بعد از پایان میثاق نامه رییس جمهور باید از وزارت صنایع تشریف ببرن. البته رابطه شون هم با خبرنگارا اصلا خوب نیست. و همیشه خبرنگارا رو مسوول سیاه نمایی می دونن و می گن که همه رو نسبت به ما بدبین می کنن.

وزیر مسکن می فرمایند چرا الکی می گین که قیمت مسکن بالا رفته باید حرفاتون سند داشته باشه. هرچی می گیم ای وای گرونی در بخش مسکن بیداد کرده ولی بازم گفتن که نخیر گرونی نیست و اصلا بخش مسکن شاهد گرونی نیست.

ای کاش آقای احمدی نژاد کمی توجه می کردن که در یک سال گذشته قیمت همه کالاها نه تنها ثابت نبوده بلکه به طرز وحشتناکی افزایش پیدا کرده. معلوم نیست بنگاه دارا با چه مجوزی هر اتفاق کوچیکی که در کشور رخ می ده اجاره بها رو بالا می برن. چه اتفاق مهمی در کشور افتاده که قیمتها اینطور سرسام آور بالا رفته. اگه نرخ تورم کنترل شده برای اینه که واردات ما افزایش یافته و به زودی شاهد تعطیلی کارگاههای کوچیک می شیم.

دو روز پیش در سنندج کارگرا در اعتراض به قراردادهای موقت تحصن کردند که نیروی انتظامی به اونا حمله کرده و بیشتر اونا رو بازداشت کرده. چرا؟ برای این که هنوز اعتصابهای کارگری در ایران به رسمیت شناخته نشده و کسانی که این کار رو انجام می دن به جرم برهم زدن امنیت کشور بازداشت می شن.

خوب تا اونجایی که من می دونم وزیر دولت خدمتگذار و عدالت محور یعنی آقای جهرمی که یه زمانی در شورای نگهبان در حال انجام وظیفه بودن سکوت اختیار کردن و اصلا براشون مهم نیست که هر روز یه واحد تولیدی در ایران تعطیل می شه و چندین هزار نفر بیکار می شن. البته سفرهای استانی رییس جمهور همه این مشکلات رو حل می کنه!

جناب آقای الهام سخنگوی دولت دائم از بی رسانه بودن دولت نالان هستند. حالا من نمی دونم منظور ایشون از بی رسانه بودن یعنی چی؟ صدا و سیما که با تمام  قوا در حال انتشار اخبار رییس جمهوره خبرگزاری های همسو با دولت هم که تخته گاز دارن جلو می رن. حالا چندتا سایت و خبرگزاری هستند که دارن برنامه های دولت رو نقد می کنند اینکه چرا در این یکسال با این که تقریبا همه قوا باهم هماهنگ هستند و شورای نگهبان حامی قوه مجریه شده بازم دولت نتونسته  به برنامه های اعلامی خودش برسه. چرا همش می گه که اجازه نمی دن که من کار کنم. 

ما خبرنگارا همه مون بارها و بارها از دولت خواستیم که اعلام کنه چه کسانی هستند که مانع از مهرورزی اونها به مردم شدن. چرا دولت نتونست نرخ تورم رو کنترل کنه. چرا خروج سرمایه از ایران شدت گرفته. چرا فعالیتهای اقتصادی در ایران راکد شده. چرا دیگه سرمایه گذارهای خارجی به ایران نمی یان مگه این که امتیاز بالایی به اونا بدیم. چرا و با کدوم مجوز سپاه وارد فعالیت های اقتصادی شده چرا باید با ترک تشریفات مناقصه پروژ ه ها به اونا واگذار بشه. چرا اجازه نمی دین که لوگان وارد بشه . البته معلومه اگه این ماشین وارد بشه و خط تولیدش شروع بشه فاتحه سمند و پراید و پژو خوندس برای این که این ماشین کارایی بهتری داره. یا چرا پراید در سوریه یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومن به فروش می ره و زانتیا در خارج ۷ میلیون ................................

خوب اینا همه سوالایی هست که ما از دولت محترم داریم. البته سخنگوی دولت هیچ وقت به سوالای من جواب روشن نمی دن. وزیر مسکن هم همینطور البته وزیر اقتصاد هم بدتر از همه اینا اصلا حاضر نیستند که بپذیرند که نتونستند کاری در این مدت انجام بدن.

خوب جدای از این حرفا حالا که قراره سایت های داخلی شناسنامه دار بشن و علیه کسانی که به دروغ پراکنی علیه دولت می پردازن اعلام جرم شده باید به عرضتون برسونم که شنیده ها حاکی است:

۱- رایزنی ها برای تغییر دکتر قالیباف شروع شده. برای این که ایشون معتقد هستند در زمان تصدی رییس جمهور در شهرداری تهران بیش از ۱۰۰ میلیون تومن پول ناپدید شده. می گن که احتمالا آقای محصولی همون کسی که کاندیدای وزارت نفت شده بود دارن خودشونو برای این پست آماده می کنن. البته همه اینا شنیده شده و هنوز موثق نیست.

۲- از اونجایی که دکتر شیبانی رییس کل بانک مرکزی در یکسال گذشته چندان با سیاستهای پولی دولت موافق نبودند و کمتر به سخنرانی در حضور خبرنگاران می پرداختند احتمالا ایشون هم تغییر می کنن سایت نوسازی که متعلق به همسر جناب الهام است گفته که احتمالا سعیدلو معاون اجرایی احمدی نژاد و بهترین دوست ایشون قراره رییس کل بانک مرکزی بشه.

۳- می گن که احتمالا الهام دیگه سخنگوی دولت نخواهد بود و به جای ایشون جناب آقای روشنفکر می یان. من از نزدیک دیدمشون. آدم خوبیه و حداقلش اینه سعه صدر بالایی داره. البته چیز خاصی از الهام ندیدم. اما وقتی که ایشون رو با رمضان زاده مقایسه می کنم می بینم این کجا و اون کجا.

۴-مدیرکل روابط عمومی یکی از وزارتخانه های عظام که می گن ایشون دوست پسر آقای وزیر هستند در این مدت کوتاهی که تشریف اوردن خون همه روابط عمومی ها رو در شیشه کردند.

چرا؟

برای این که در راستای اشتغال زایی و عدالت پروری تمام دوستان و آشنایان و خانواده رو به وزارت x دعوت کردن به این معنی که می گن ایشون یک مجله داخلی وزارتخانه کذایی رو که حدود ۸ نفر نیرو داشت رو گسترش داده و در راستای اشتغال زایی به ۹۸ نفر تبدیل کردند.

یعنی این ۹۸ نفر باید کار سخت ۸ نفر رو انجام بدن. حالا مسئله اینه که حقوق این عزیزان از ۵۰۰ هزار تومن شروع می شه. البته هنوز مطمئن نیستم. اما بر اساس شناختی که از ایشون دارم معتقدم انسانی هستند که اصلا توانایی اداره وزارت x رو ندارند برای این که شناختی از این وزارتخونه ندارن و چون دوست خانوادگی وزیر هستند به اینجا رسیدن. از زمانی که تشریف اوردن باعث شدن افراد باسابقه از وزارت خونه برن.

خوب به نظر من همه اینا عدالت گستریه دیگه. مسئله اینه که در این وزارتخونه یک سرباز وظیفه که حق استخدام نداره نه تنها حقوق بالا می گیرن بلکه دستور هم صادر کرده و چندین نفر نیرو دارن. براساس قانون هیچ وزارتخانه ای حق به کارگیری سربازان رو نداره به این معنی که اونها نمی تونن حقوق بگیرند و حق امضا پای سندهای مهم رو ندارن. در حالی که این اتفاق در این وزارتخانه رخ داده. البته به نظر من همه اینا در راستای شایسته سالاریه. داشتم با خودم فکر می کردم ای کاش منم جزء اون 98 نفر بودم حداقل یه حقوق خوبی گیرمون می یومد.

دیگه این که براساس دستور دولت از سال آینده در همه ادارات به جای قند باید از خرما استفاده بشه. چرا معلومه دیگه برای این که خرما خیلی مقوی تر از قند تشریف داره.

دیروز داشتم خبر حزب الله رو می خوندم در حالی که رسانه های خارجی گفته بودن که سید حسن نصرالله در یک مصاحبه اعلام کرده اگه من می دونستم که به گروگان گرفتن دو سرباز اسرائیلی این همه عواقب به دنبال داره هیچ وقت این کار رو نمی کردم و الان هم ما اصلا نمی خواهیم که جنگ ادامه پیدا کنه و به آتش بس پای بند هستیم. گرچه از لبنان دفاع می کنیم. اما رسانه های داخلی گفتن که ایشون گفتن ما همچنان در مقابل اسرائیل می ایستیم و از این حرفا. اما جالبه که به این حرف نصرالله اصلا اشاره ای نشده بود.

خوب دیگه فردا رییس جمهور می خوان برن عسلویه دوتا طرح پتروشیمی رو افتتاح کنن. من با این که خیلی تلاش کردم که نرم اما متاسفانه قرعه به نام من افتاد و از دیروز که فهمیدم باید برم عسلویه حالم بد شده. برای این که الان اونجا خیلی گرمه. برنامه خبری هم بسیار سنگین هست و واقعا دلم برای خودم و همه بچه هایی که فردا می یان برنامه می سوزه.

احمدی نژاد بعد از عسلویه می خوان برن ارومیه. راستی فکر می کنم آخرهای این ماه هم می رن ونزوئلا و کوبا.

خوب دیگه خیلی حرف زدم اما در مورد انتخابات خبرگان رهبری حرف برای گفتن بسیاره که فعلا وقت نمی شه بگم

 

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 9:44 |


Powered By
BLOGFA.COM